فلسطین، عدالت دریغ‌شده

فلسطین طبق منشور سازمان ملل حق دفاع مشروع دارد

فلسطین طبق منشور سازمان ملل حق دفاع مشروع دارد
عبدالرحمن فتح الهی: فلسطین، سرزمینی که دهه‌هاست زیر بار اشغال، محاصره، و جنایات اسرائیل رنج می‌کشد، همچنان در جست‌وجوی عدالت است. از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، که عملیات طوفان‌الاقصی آغاز شد، غزه شاهد فاجعه‌ای انسانی بوده است؛ نسل‌کشی، تخریب زیرساخت‌ها، و محاصره‌ای بی سابقه  که میلیون‌ها غیرنظامی را در آستانه قحطی قرار داده است. با وجود گزارش‌های سازمان ملل، قطعنامه‌های شورای امنیت، و احکام دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ)، عدالت برای فلسطینیان همچنان دست‌نیافتنی است. چرا نهادهای بین‌المللی در برابر این ظلم ناکارآمدند؟ چرا غرب، با ادعای دفاع از حقوق بشر، از اسرائیل حمایت می‌کند؟ چگونه می‌توان مقاومت فلسطین را به‌عنوان مبارزه‌ای مشروع برای آزادی بازتعریف کرد؟ این پرسش‌ها محور گفت‌وگویی با محسن فایضی، تحلیلگر ارشد مسائل فلسطین است. فایضی، که سال‌هاست تحولات فلسطین را از منظر حقوقی، سیاسی، و اجتماعی بررسی می‌کند، معتقد است که ریشه‌های این بی‌عدالتی در ساختارهای قدرت جهانی، دوگانگی اخلاقی غرب، و ناکارآمدی رژیم‌های حقوقی بین‌المللی نهفته است. او در این مصاحبه، با تکیه بر مستندات حقوقی و تحلیل‌های ژئوپلیتیک، به تشریح موانع احقاق حقوق فلسطینیان و راه‌های بازتعریف مقاومت در چارچوب عدالت جهانی می‌پردازد. کارشناس مسائل غرب آسیا تأکید دارد که علی‌رغم چالش‌های پس از ۷ اکتبر، مقاومت فلسطین همچنان می‌تواند با بهره‌گیری از حقوق بین‌الملل و حمایت منطقه‌ای، به‌عنوان جنبشی آزادی‌خواه معرفی شود. آنچه در ادامه می خوانید ماحصل این گفت‌وگو است که سعی دارد نوری بر پیچیدگی‌های پرونده فلسطین و امیدهای باقی‌مانده برای عدالت بیفکند.
دوگانگی غرب در برابر جنایات اسرائیل
محسن فایضی در پاسخ به سؤالی درباره رویکرد دوگانه غرب در قبال جنایات اسرائیل در غزه، به تحولات پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ اشاره می‌کند. او می‌گوید که «عملیات طوفان‌الاقصی و واکنش بی‌تناسب اسرائیل، سؤالاتی جدی در میان نخبگان و رسانه‌های غربی ایجاد کرد، حتی در میان کسانی که حامی فلسطین نبودند». به گفته این کارسناس، رفتار تل‌آویو، که تحت عنوان «دفاع از خود» توجیه می‌شود، به‌دلیل شدت خشونت و تخریب غیرنظامیان، برای بسیاری از تحلیلگران غربی غیرقابل‌دفاع شده است. این موضوع، بحث درباره تناقضات اخلاقی و سیاسی غرب را به سطحی بی‌سابقه رساند.
فایضی معتقد است که ریشه این دوگانگی در سه عامل کلیدی نهفته است: «نخست، اخلاق تمدن غربی، که در عمل اولویت را به منافع ژئوپلیتیک می‌دهد تا ارزش‌های ادعایی حقوق بشر. دوم، نزاع‌های قدرت جهانی، که در آن اسرائیل به‌عنوان متحد استراتژیک غرب، به‌ویژه آمریکا، از مصونیت برخوردار است. سوم، بن‌بست عملگرایی غرب در حذف جریان‌های مقاومتی مانند حماس، که نظم موردنظر واشینگتن در منطقه را به چالش می‌کشند.» لذا او چنین نتیجه گیری می کند که «لابی‌های صهیونیستی و ملاحظات ژئوپلیتیک، مانند حفظ برتری اسرائیل در خاورمیانه، نقش مهمی در حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا دارند. این حمایت، حتی زمانی که گزارش‌های سازمان ملل از کشتار بیش از ۴۳,۰۰۰ غیرنظامی در غزه (تا می ۲۰۲۵) خبر می‌دهند، ادامه یافته است.»
 
محدودیت‌های حقوق بین‌الملل در احقاق حقوق فلسطینیان
محس فایضی در پاسخ به سوالی پیامون ظرفیت‌های حقوق بین‌الملل برای پیگیری جنایات اسرائیل در غزه، به تاریخچه نقش  رژیم‌های حقوقی اشاره می‌کند و به گفته او، در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی، حقوق بین‌الملل تأثیر قابل‌توجهی در پرونده فلسطین داشت. توافق اسلو (۱۹۹۳)، بهبود شرایط اسرا در زندان‌های اسرائیلی، و پذیرش فلسطین به‌عنوان دولت ناظر در سازمان ملل (۲۰۱۲) از جمله دستاوردهای این دوره بودند. اما پس از ۷ اکتبر، نقش حقوق بین‌الملل به حداقل رسیده است. در پیوست این نکات است که فایضی اذعان دارد: «قطعنامه‌های شورای امنیت و حتی احکام دیوان لاهه، که توقف حملات اسرائیل به غیرنظامیان را خواستار شد، تنها مزاحمت رسانه‌ای ایجاد کرده‌اند و تأثیر عملی نداشته‌اند».
تحلیلگر ارشد حوزه غرب آسیا، «این ناکارآمدی را به عوامل متعددی نسبت می‌دهد که خروج آمریکا و برخی کشورها از نهادهای حقوقی مانند یونسکو، ظهور دولت‌های راست‌گرا در اروپا که با رژیم‌های حقوقی بین‌المللی همسو نیستند، و ناتوانی این نهادها در حل بحران‌های جهانی مهمترین این پارامترها را تشکیل می دهند.» علاوه بر این، فایضی ادامه می هد که «عدم پذیرش صلاحیت دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) توسط اسرائیل و آمریکا، پیگیری جنایات جنگی و نسل‌کشی را دشوار کرده است. با وجود گزارش‌های سازمان ملل که نقض کنوانسیون‌های ژنو توسط اسرائیل را مستند کرده‌اند، فقدان اراده سیاسی و وتوی آمریکا در شورای امنیت، این تلاش‌ها را خنثی می‌کند.» لذا فایضی تأکید دارد که «این وضعیت، نه‌تنها به فلسطین، بلکه به کلیت رژیم‌های حقوقی بین‌المللی آسیب رسانده است.»
 
نقش نهادهای بین‌المللی در بحران غزه
درباره نقش سازمان‌های بین‌المللی در رفع محاصره غزه، فایضی به عملکرد برجسته آنروا (آژانس امدادرسانی به آوارگان فلسطینی) اشاره می‌کند. او توضیح می‌دهد که آنروا، به‌دلیل استقلال نسبی از فضای سیاسی و ارتباطات اجتماعی قوی در غزه، نقش کلیدی در تأمین کالاهای اساسی، انتقال کادر پزشکی، و کمک به بیمارستان‌ها ایفا کرده است. این نهاد، که طی دهه‌ها ساختار حقوقی و عملیاتی محکمی ساخته، توانسته است تا حدی در برابر فشارهای سیاسی مقاومت کند. با این حال، کارشناس حوزه جهان عرب هشدار می‌دهد که «با طولانی شدن جنگ، اسرائیل تلاش کرده نهادهای غیرسیاسی مانند آنروا و آشپزخانه جهانی را محدود کند، زیرا این نهادها با سیاست تل‌آویو برای فروپاشی اجتماعی غزه از طریق گرسنگی در تضاد هستند.»
او معتقد است که «ناکارآمدی دیگر نهادها، مانند سازمان ملل و سازمان همکاری اسلامی، عمدتاً به ساختارهای قدرت جهانی و وتوی کشورهای غربی، به‌ویژه آمریکا، بازمی‌گردد. برای مثال، قطعنامه‌های پیشنهادی برای آتش‌بس در غزه بارها توسط آمریکا وتو شده‌اند (آخرین مورد در مارس ۲۰۲۵). سازمان همکاری اسلامی نیز، به‌دلیل فقدان هماهنگی و اراده سیاسی میان اعضا، نتوانسته اقدام مؤثری انجام دهد.» فایضی تصریح می‌کند که «موفقیت آنروا به استقلال آن از این ساختارهای سیاسی وابسته است، اما حتی این نهاد نیز در برابر فشارهای فزاینده اسرائیل آسیب‌پذیر شده است.»
 
بازتعریف مقاومت فلسطین در چارچوب عدالت جهانی
واپسین سوال گفت وگو با محسن فایضی ناظر بر این بود که «چگونه می‌توان مقاومت فلسطین را به‌عنوان مبارزه‌ای مشروع معرفی کرد» که او به پیچیدگی‌های پس از ۷ اکتبر اشاره می‌کند و یادآور می شود که «پیش از این تاریخ، بسیاری از کشورها و نهادهای اروپایی، با استناد به حقوق بین‌الملل و کنترل حماس بر غزه به‌عنوان بخشی از دولت فلسطین، مقاومت را جنبشی آزادی‌خواه برای حقوق ملی می‌دانستند. اما عملیات طوفان‌الاقصی و واکنش‌های بعدی، این دیدگاه را در غرب به چالش کشید.» کارشناس تحولات خاورمیانه می‌گوید که «برخی کشورهای غربی و نهادهای حقوقی، اکنون از حذف حماس از صحنه سیاسی فلسطین حمایت می‌کنند، که این موضوع مقاومت را با اتهامات تروریستی مواجه کرده است.»
با این حال، او معتقد است که «مقاومت همچنان می‌تواند با تکیه بر مستندات حقوقی، مانند گزارش‌های سازمان ملل درباره نسل‌کشی اسرائیل، مشروعیت خود را حفظ کند. حماس نیز با پذیرش ایده دولت وحدت ملی و کابینه‌ای سکولار یا وابسته به تشکیلات خودگردان، تلاش کرده این اتهامات را خنثی کند.» فایضی تأکید می‌کند که «طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل، مردم فلسطین حق دفاع مشروع در برابر اشغال دارند. او پیشنهاد می‌کند که با برجسته کردن جنایات اسرائیل و استفاده از ظرفیت‌های دیوان کیفری بین‌المللی (که فلسطین از ۲۰۱۵ عضو آن است)، می‌توان مقاومت را به‌عنوان مبارزه‌ای برای عدالت و خودمختاری به جهان معرفی کرد. این رویکرد، به‌ویژه با حمایت بازیگران منطقه‌ای مانند ایران و قطر، می‌تواند جایگاه مقاومت را در گفتمان جهانی تقویت کند.»