سوریه بر سر دوراهی؛ به سوی اتحاد یا تفرقه؟

سوریه بر سر دوراهی؛ به سوی اتحاد یا تفرقه؟
عبدالرحمن فتح الهی: سوریه پس از تحولات سیاسی دسامبر  ۲۰۲۴ و سقوط حکومت اسد، در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد. این کشور که بیش از یک دهه درگیری داخلی را تجربه کرده، اکنون با پرسشی بنیادین مواجه است که «آیا می‌تواند به سوی اتحاد ملی و بازسازی حرکت کند یا در دام تفرقه‌های قومی، مذهبی و سیاسی و حتی جنگ داخلی مجدد فرو خواهد رفت؟»
زمینه تاریخی و ریشه‌های بحران
در پاسخ به سوال فوق، ابتدا باید به عقب برگشت تا ببینیم سوریه کجا بوده، الان کجاست و در آینده به کجا میرود. بحران سوریه از سال ۲۰۱۱ با اعتراضات مردمی علیه حکومت بشار اسد آغاز شد و به سرعت به یک درگیری چندجانبه با حضور بازیگران داخلی و خارجی تبدیل شد. ریشه‌های این بحران در شکاف‌های اجتماعی، از جمله تنوع قومی (عرب‌ها، کردها) و مذهبی (سنی‌ها، علوی‌ها، مسیحیان)، و نابرابری‌های اقتصادی نهفته است. سیاست‌های اقتصادی بشار اسد که به سود اقلیت نزدیک به حاکمیت بود، نابرابری را تشدید کرد. در سال ۲۰۱۰، سرانه تولید ناخالص داخلی سوریه حدود ۲,۸۳۴ دلار بود که با کشورهای کم‌درآمد قابل مقایسه است.
در دسامبر ۲۰۲۴، گروه هیئت تحریر الشام (HTS) به رهبری احمد الشرع (ابومحمد جولانی) با تصرف دمشق، به عمر حکومن سابق (اسد) پایان داد. این تحول سریع، که در عرض ۱۱ روز شهرهای کلیدی مانند حلب، حمص و دمشق را دربرگرفت، نتیجه هماهنگی گروه‌های مخالف بود که با مدیریت بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای پیش رفت. دولت انتقالی تحت نظارت محمد غازی جلالی، نخست‌وزیر سابق، تشکیل شد و کنفرانس گفت‌وگوی ملی در فوریه ۲۰۲۵ در دمشق برگزار گردید تا زمینه‌ساز وحدت ملی شود.
پتانسیل‌های اتحاد ملی
دولت انتقالی با چالش بازسازی کشوری مواجه است که زیرساخت‌های آن تخریب شده و جامعه‌اش دچار شکاف‌های عمیق است. با این حال، فرصت‌هایی برای اتحاد ملی وجود دارد. نخست، پایان عمر حکومت اسد، که به دلیل نوع مواجهه با اعتراضات، مشروعیت خود را از دست داده بود، فضایی برای گفت‌وگوی ملی ایجاد کرده است. هیئت تحریر الشام و مشخصا حکومت تازه نفس الجولانی وعده داده حقوق همه گروه‌های قومی و مذهبی را رعایت کند و از انتقال سیاسی مسالمت‌آمیز حمایت می‌کند.
دوم، بازگشت پناهجویان نشانه‌ای از امید به ثبات است. طبق گزارش کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان (UNHCR)، تا دسامبر ۲۰۲۴، بیش از ۷,۵۰۰ پناهجو از ترکیه به سوریه بازگشته‌اند، که نشان‌دهنده افزایش اعتماد به شرایط جدید است. سوم، جامعه بین‌المللی، از جمله سازمان ملل، با اعزام گیر پدرسن، فرستاده ویژه، به دمشق، از تلاش‌ها برای وحدت و بازسازی حمایت می‌کند. قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت بر راه‌حل سیاسی به رهبری سوری‌ها تأکید دارد.
چالش‌های تفرقه
اما به موازات این چشم انداز مثبت، تهدیدات تفرقه در سوریه نیز همچنان جدی است که نخستین موردش به تداوم و تشدید تنش‌های قومی و مذهبی، به‌ویژه در مناطق علوی‌نشین مانند لاذقیه و طرطوس، می‌تواند به درگیری‌های فرقه‌ای منجر شود. گزارش دیدبان حقوق بشر سوریه از کشته شدن بیش از ۱۲۹ غیرنظامی در خشونت‌های فرقه‌ای در دسامبر ۲۰۲۴ حکایت دارد. گروهی به نام «مقاومت مردمی سوریه» نیز در واکنش به دولت انتقالی، تهدید به حملات مسلحانه کرده است.
دوم، رقابت گروه‌های مسلح، از جمله هیئت تحریر الشام و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) تحت رهبری کردها، می‌تواند به تجزیه عملی مناطق تحت کنترل کردها  منجر شود. SDF که مناطق شمال شرقی را در اختیار دارد، به دنبال خودمختاری بیشتر است، در حالی که HTS بر حاکمیت متمرکز تأکید دارد. تا کنون توافقات مظلوم عبدی و احمد الشرع خروجی قابل قوبل کردها را به دنبال نداشته است و معاداات کردی در سوریه هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد. سومین مبحث هم به مداخلات خارجی، به‌ویژه اقدامات مخرب اسرائیل باز می گردد که پیچیدگی‌های ژئوپولتیکی را افزایش داده است.
نقش مخرب اسرائیل و حملات پی‌درپی
پارامتر سوم آنقدر اهمیت دارد که باید به شکل جداگانه مورد واکاوی قرار گیرد. در پیوست نکته مذکور یکی از موانع اصلی حرکت سوریه به سوی ثبات، اقدامات تهاجمی و مخرب اسرائیل است که از خلأ قدرت پس از سقوط حکومت اسد بهره‌برداری کرده است. اسرائیل از دسامبر ۲۰۲۴ حملات هوایی گسترده‌ای علیه زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی سوریه انجام داده و منطقه حائل جولان را اشغال کرده است. طبق گزارش خبرگزاری سانا، اسرائیل در کمتر از دو ماه بیش از ۲۰۰ حمله هوایی به اهدافی در دمشق، حمص و لاذقیه انجام داده که منجر به تخریب پایگاه‌های نظامی، انبارهای تسلیحاتی و حتی زیرساخت‌های غیرنظامی مانند بیمارستان‌ها شده است.
این حملات، که به بهانه جلوگیری از انتقال تسلیحات به لبنان و نیر حمایت از جامعه دروزی سوریه انجام می‌شود، تأثیرات مخربی بر ثبات سوریه داشته است. نخست، تخریب زیرساخت‌های باقی‌مانده توانایی دولت انتقالی را برای بازسازی تضعیف کرده است. دوم، اشغال جولان و ایجاد منطقه حائل، تمامیت ارضی سوریه را نقض کرده و تنش‌های منطقه‌ای را تشدید کرده است. سوم، این اقدامات احساسات ضداسرائیلی را در میان مردم سوریه تقویت کرده و خطر ظهور گروه‌های افراطی را افزایش داده است. اما همزمان دروزی های سوریه نیز با اعتبار حمایت اسرائیل عملا ساز ناکوک تفرقه را برداشته اند. لذا اثرگذاری مخرب حملات اسرائیل بر آینده و ثبات سوریه تبعات متعددی را در پی دارد. هر چند سازمان ملل در ژانویه ۲۰۲۵ این حملات را محکوم کرد و خواستار خروج اسرائیل از جولان شد، اما فقدان اجماع بین‌المللی مانع از اقدامات عملی شده اس و هنوز تل اویو آتش بیار معرکه در سوریه است.
وضعیت اقتصادی؛ مانع یا فرصت؟
اقتصاد سوریه پیش از تحولات اخیر در وضعیت وخیمی قرار داشت. تحریم‌های بین‌المللی، از جمله قانون سزار آمریکا (۲۰۱۹)، بخش‌های انرژی و ساخت‌وساز را فلج کرده بود. نرخ بیکاری در سال ۲۰۲۳ به حدود ۴۵ درصد رسید و تورم مواد غذایی بیش از ۱۰۰ درصد بود. جنگ داخلی زیرساخت‌ها را تخریب کرد و تولید نفت از ۳۸۵,۰۰۰ بشکه در روز در سال ۲۰۱۰ به کمتر از ۸۰,۰۰۰ بشکه در سال ۲۰۲۴ کاهش یافت. دولت انتقالی با چالش بازسازی اقتصادی مواجه است، اما فرصت‌هایی نیز وجود دارد. آزادسازی منابع طبیعی، مانند میادین نفتی تحت کنترل کردها، می‌تواند درآمد دولت را افزایش دهد، مشروط بر اینکه توافقی عادلانه بین گروه‌ها شکل گیرد. همچنین، رفع احتمالی برخی تحریم‌ها در صورت پیشرفت سیاسی، می‌تواند سرمایه‌گذاری خارجی را جذب کند. امارات و عربستان سعودی ابراز تمایل کرده‌اند در بازسازی سوریه مشارکت کنند، مشروط بر تضمین ثبات سیاسی.
نقش سایر بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی
سوریه صحنه رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است. ترکیه، که از ارتش ملی سوریه (SNA) حمایت می‌کند، به دنبال حفظ نفوذ در شمال و جلوگیری از خودمختاری کردها است. وزیر دفاع ترکیه در دسامبر ۲۰۲۴ اعلام کرد که آماده حمایت نظامی از دولت جدید در صورت درخواست است. روسیه، با وجود کاهش حمایت از اسد، پایگاه‌های نظامی خود در لاذقیه و طرطوس را حفظ کرده و به دنبال حفظ نفوذ در دولت انتقالی است. ایالات متحده و اتحادیه اروپا از انتقال سیاسی مسالمت‌آمیز حمایت می‌کنند، اما نگران قدرت‌گیری گروه‌های تندرو هستند. فرانسه خواستار احترام به تمامیت ارضی سوریه و حفاظت از اقلیت‌ها شده است. در این میان، اقدامات اسرائیل به‌عنوان یک عامل بی‌ثبات‌کننده، تلاش‌های بین‌المللی برای ثبات را تضعیف کرده است.
چشم‌انداز در دور راهی «اتحاد» یا «تفرقه»؟
همان طور که بررسی شد آینده سوریه به عوامل متعددی بستگی دارد. در سناریوی خوش‌بینانه، گفت‌وگوی ملی می‌تواند به قانون اساسی فراگیری منجر شود که حقوق همه گروه‌ها را تضمین کند. انتخابات آزاد، همان‌طور که محمد غازی جلالی (نخست وزیر سابق سوریه) وعده داده، می‌تواند مشروعیت دولت جدید را تقویت کند. بازسازی اقتصادی با حمایت بین‌المللی و بازگشت پناهجویان نیز وحدت اجتماعی را ترمیم خواهد کرد. در سناریوی بدبینانه، رقابت گروه‌های مسلح، خشونت‌های فرقه‌ای و مداخلات خارجی، به‌ویژه حملات مخرب اسرائیل، می‌تواند سوریه را به مناطق تحت کنترل تقسیم کند. تخریب زیرساخت‌ها و ادامه تحریم‌ها بازسازی را دشوار خواهد کرد. فقدان اجماع بین‌المللی نیز مانع از پیشرفت سیاسی خواهد شد.
در مقام جمع بندی باید موضوع را اینگونه تفسیر کرد که سوریه از دسامبر ۲۰۲۴ بر سر دوراهی اتحاد یا تفرقه قرار دارد. فرصت‌های ناشی از پایان حکومت اسد، بازگشت پناهجویان و حمایت بین‌المللی، پتانسیل حرکت به سوی وحدت ملی را فراهم کرده است. با این حال، تنش‌های قومی، رقابت گروه‌های مسلح و به‌ویژه مداخلات مخرب اسرائیل، که با حملات پی‌درپی زیرساخت‌های سوریه را هدف قرار داده، تهدیدات جدی برای ثبات هستند. موفقیت دولت انتقالی احمد الشرع به توانایی آن در ایجاد اجماع داخلی و جلب حمایت بین‌المللی برای مقابله با چالش‌های داخلی و خارجی بستگی دارد. آینده سوریه نه تنها برای مردم این کشور، بلکه برای ثبات منطقه‌ای نیز تعیین‌کننده خواهد بود.